دکتر پدرام معینی

پزشک هومیوپاتی


مشاوره درمانی

متدولوژي رپرتوريزيشن در هوميوپاتي

اين مقاله توسط دوست و همكار عزيزم دكتر فرشاد شاددل نوشته شده است.
Repertorization
رپرتوري­ها در حقيقت اندكسي براي استفاده از كتب داروشناسي (Materia Medica) مي­باشند. اساس كار هوميوپاتي، ضبط تمام علائم و خصوصيات ويژه فرد و سپس يافتن داروي مشابهي مي­باشد كه تمايم اين علائم را بپوشاند. همانطور كه قبلا گفته شده است، داروها داراي تصويري مي­باشند كه شامل علائمي است كه از راه Proving، تجربيات كلينيكي و اطلاعات سم­شناسي به­دست آمده­اند.

اين علائم در كتب داروشناسي به­ صورت تصوير دارويي جمع­آوري شده­اند. وظيفه هوميوپات كشف مشابهت حداكثر ميان تصوير يك دارو با تمامي علائم بيمار مي­باشد كه در صورت صحيحبودن آن، براي بيمار شفا­بخش خواهد بود.

يك راه براي كشف اين مشابهت، يادگرفتن تصوير تمام داروها و در ذهن نگه­داشتن آنها هنگام ويزيت بيماران مي­باشد؛ اگر چه اين روش توسط بسياري از هوميوپات­ها و خصوصا در موارد حاد مورد استفاده قرار مي­گيرد، اما به دو دليل داراي محدوديت­هاي بسيار است:

1- زيادبودن تعداد داروها و همچنين متنوع بودن علائم داروها :
در حال حاضر متجاوز از 3000 داروي هوميوپاتي وجود دارد كه هركدام تصوير خاص خود دارند و مثلا داروي Phos حدود چهار هزار و اندي علامت متفاوت را مي­­تواند پوشش دهد. شما با توجه به اين دو عدد حجم محفوظاتي را كه هوميوپات بايد به­ خاطر بسپارد و در عين حال هنگام ويزيت بيمار در ذهن داشته باشد تخمين بزنيد.

2- پارادوكس­بودن علائم داروها :
بدين معني كه اگر چه داروها تعدادي علامت معروف و مشخص دارند كه در كتب داروشناسي بر روي آنها تكيه مي­شود، اما در بسياري موارد اين داروها توانايي بروز و همچنين درمان علائم برعكس اين حالات را نيز دارا مي­باشد.

به ­عنوان مثال Puls دارويي است كه به تشنه­نبودن معروف است، اما در عين حال اين دارو در زير علامت بسيار تشنه هم ديده مي­شود و بنابراين ما Puls تشنه هم داريم. فكر تهيه اندكسي براي كتب داروشناسي اولين بار در ذهن كاشف بزرگ اين رشته يعني هانمن شكل­ گرفت و اقدام به تهيه مقدمات آن کرد، ولي به­ دليل تنگي وقت، انجام اين كار را بر عهده شاگردانش نهاد. اما در زمان حيات وي، رپرتوري مناسبي تهيه نشد و تنها بعد از مرگ وي، شاگردش بونينگ هاوزن كه پدر رپرتوري مي­باشد توانست كتاب جامعي تدارك ببيند.

كلمه رپرتوري (Repertory) به­ معني انبار و مخزني براي اطلاعات مي­باشد. كتب رپرتوري در واقع اندكسي براي كتب داروشناسي مي­باشند كه در آن براي هر علامت مي­توان داروهاي مناسب و فراواني آن را به­دست آورد. سپس با مقايسه داروهاي تحت هر علامت و با روشي خاص، بهترين دارويي كه حداكثر پوشش را براي علائم بيمار ايجاد مي­كند به­دست مي­آيد. در حقيقت رپرتوري پل رابطي است ميان دو درياي مربوط به علائم بيمار و تصوير دارويي.

استفاده مناسب از رپرتوري وابسته به عوامل زير است :
1- هنر پزشك در گرفتن شرح حال Case taking
2- شناخت كامل رپرتوري شامل
الف ) فلسفه زمينه­اي ب ) ساختار
ج ) محدوديت­ها د ) قابليت­هاي تطابق
3- استفاده هوشمندانه از نتايج تجزيه و تحليل­ها

كلاس­هاي ما در جلسات آينده عمدتا به شناخت رپرتوري­ها و نحوه استفاده از آنها مي­پردازد. به گفته دكتر «پ. اشميت»: «هيچ­كس نمي­تواند همه­چيز بداند و به اين دليل است كه هيچ پزشك هوميوپات باوجدان و صادقي، نميتواند بدون رپرتوري با يك روش عملي و جدي به­كار بپردازد.»

كاربردهاي رپرتوري :
1- پيداكردن مشابه: بعد از ويزيت بيمار،پزشك و خصوصا افراد تازه­كار، با انبوهي علامت مواجه هستند كه بايد آنها را طبقه­­بندي كرده و به­ ­وسيله آن تصوير كاملي از بيمار بسازند. علائمي كه اين تصوير كامل را مي­سازند، به روبريك تبديل شده و پس از بررسي و انجام عملياتي به ­وسيله رپرتوري، داروي مشابه به­دست مي­آيد.

2- به­عنوان يك كتاب مرجع:
الف) گاهي اوقات پزشك به علامتي برمي­خورد كه نمي­تواند داروهايش را به ياد­ بياورد. با مراجعه به رپرتوري، تمام داروها سريعا قابل دسترسي مي­باشند.

ب) بعضي پزشكان عادت به تجويز بر اساس نكات كليدي دارند و براي هركدام آنها يك يا دو دارو مي­شناسند؛ مثلا «احساس بهتر بودن هنگام پيوست»، «خوب هستم و نيازي به دكتر ندارم»، اغلب فرد را به­ ياداروي Calc و Arn مياندازد. اما مراجعه به رپرتوري، تعداد زيادي دارو را در جلوي اين علائم نشان مي­دهد.

ج) گاهي در موارد حاد تعداد كمي علائم شاخص وجود دارد كه با رجوع به رپرتوري مي­توان سريعا داروي مناسب را پيدا كرد.

3- كمك به­ مطالعه كتب داروشناسي:
الف) مي­توان يك دارو را انتخاب كرد و تمام علائمي را كه دارو در مقابل آنها نوشته شده در كتاب پيدا كرد.
ب) مي­توان با بررسي دو دارو به­روش بالا، داروها را با هم مقايسه كرد.
ج ) از آنجا كه علائم داروها با فراواني­شان ثبت ميشوند (3 در رپرتوري كنت و 4 در رپرتوري Synthesis)، در انتخاب نهايي و ساخت تصوير يك دارو مي­تواند موثر باشد.

4- به استخراج كامل علامت كمك مي­كند. زيرا در رپرتوري علائم به­ طور كامل و با تمام موارد همراه در يك­جا جمع­آوري شده است.
5- با استفاده از آن اطلاعات داروشناسي پزشك دائما تازه مي­شود.
6- با استفاده از آن داروهاي نزديك نيز به­دست مي­آيد كه مي­تواند در تجويزهاي بعدي بسيار مفيد باشد.

مراحل رپرتوريزاسيون :
رپرتوريزاسيون تنها يك عمل مكانيكي بر روي علامت­ها (Rubricها) نيست؛ بلكه راه­حل منطقي براي افتراق ميان داروها با­كمك كتب داروشناسي (Materia Medica) مي­باشد. رپرتوريزاسيون با Case taking شروع ميشود و با يافتن داروهاي مشابه (Simillimum) پايان مي­يابد و شامل:

1- شرح حال هوميوپاتي (Case Taking)
2- ثبت و تفسير (Recording and Interpretation)
3- مشخصكردن مشكل (Defining the Problem)
4- طبقهبندي و ارزيابي علائم (Classification & Evaluation of Symptoms)
5- ساختن تصوير بيمار (Erection of Totality)
6- انتخاب رپرتوري و رپرتوريزيشن مناسب
(Selection of Repertory & Proper Repertorization)
7- به دست آوردن نتيجه رپرتوريزيشن (Repertorial Result)
8- تجزيه و تحليل و تجويز (Analysis & Prescription)

1- شرح حال هوميوپاتي : كنت گفته است: «علائم زيادي در مريض وجود دارد، ولي تمام آنها case ما نمي­باشد.» پس case واقعي كدامست؟ case يا شرح حال هوميوپاتي شامل علائمي است كه تصوير كاملي (Totality) از مشكل و رنج بيمار را بسازد. در هر تغيير وضعيت سلامتي، يك كليت و تصويري وجود دارد كه قابل شناسايي و تشخيص مي­باشد.

برداشتن شرح حال اولين گام است و نتيجه درمان، كاملا وابسته به موفقيت در اين قدم نخستين است. شرححال هوميوپاتي يك كار مكانيكي نوشتن حرفهاي بيمار نيست، بلكه كاري است كاملا فعال و دقيق كه شامل به­حرف درآوردن بيمار،انتخاب علائم واقعي و جمع­آوري اطلاعات از بيمار مي­باشد. اين علائم در هر سطحي شامل جسم، احساس، فكر مي­تواند باشد و هدف از جمع­آوري آن علامتها، درك خصوصيات فرد و بيماري وي مي­باشد.

توضيحات و راهنمايي­هاي بي­شماري توسط هوميوپات­هاي بزرگ دررابطه با نحوه برداشتنCase Taking داده شده است؛ اما در واقع اين امر يك هنر است و مهارت و استعداد فردي، نقش مهمي در استفاده از قوانين آن دارد.

در هنگام شرح­حال­گيري، لازم است كه پزشك از تمامي مهارت­ها و قابليت­هاي خود درارتباط­برقراركردن با بيمار استفاده كند و مانند يك شكارچي، گوش­به­زنگ دريافت نكات غير­طبيعي در بيمار خود باشد. اين نكات شامل وضعيت ظاهري، راه­رفتن، نشستن، حرف­زدن يا شكايت خود بيمار و گاه، سوال­هايي است كه از بيمار پرسيده مي­شود.

روش­هاي مختلفي براي شرح­حال­گيري پيشنهاد شده است كه شامل پرسش­نامه، سوال­هاي چندجوابي و ثبت با شكل و ساختار ثابت مي­باشد. اما شايد بهترين روش، خصوصا در افراد كافي نبودن بيمار را با سؤال «ديگر چه؟»، «چرا؟» و يا «چه مشكل ديگري داري كه دوست داري حل شود؟» ترغيب به توضيحات بيشتر نمود.

شرح­حال هوميوپاتي جدا از جمع­آوري اطلاعات، در بسياري مواقع اثر درماني دارد و فرد پس از بيان مشكلاتي كه شايد سال­ها آنها را پنهان­­كرده­ بود، احساس بهبودي نسبي مي­نمايد كه بهبود با درمان هوميوپاتي تكميل مي­شود.

در پايان مصاحبه، پزشك بايد تصوير روشني از مشكل بيمار داشته باشد. اما اين امر هميشه راحت به­دست­ نمي­آيد. اگر پزشك در برداشتن Case Taking سردرگم باشد، مسلما نتيجه مناسبي از رپرتوريزاسيون به­دست­ نمي­آيد.

2- ثبت و تفسير :
تقريبا غير­ممكن است كه تمام اطلاعات و جزئيات، به­طور صحيح و بدون اشتباه در ذهن نگه ­داشته ­شود؛ لذا لزوم ثبت مناسب آنها، شديدا احساس مي­گردد. هدف از ثبت شرح حال، نگه­داري تمام اطلاعات به­طور صحيح و مناسب براي ارجاع به آنها در آينده است. ثبت بايد كاملا بيانگر تصوير بيماري باشد و اين تنها هنگامي ممكن است كه پزشك علائم را بدون هرگونه برداشت شخصي ثبت­ نمايد.

هانمن بزرگ تاكيد بسياري بر لزوم بدون­قضاوتبودن (Unprejudiced) و غلبه بر تمايل پزشك به­دخالت­دادن برداشت­هاي شخصي خود دارد. در بسياري موارد متوجه مي­شويم كه تمام علائم بيمار ثبت نشده و پزشك به­طور انتخابي بعضي علائم را مورد تاكيد قرار مي­دهد. هنگام ثبت -خصوصا افراد تازه­كار- بايد توجه­ داشته ­باشند که تحت­تاثير علائمي كه در كتب داروشناسي خوانده­اند قرار نگيرند.

استفاده از اصطلاحات فني هوميوپاتي، مي­تواند گيجكننده باشد. لذا بهتر است احساسات از زبان خود بيمار ثبت شود؛ اما در عين حال بايد اشتباهات عاميانه را اصلاح كرد. مثلا بيمار ناحيه زير شكم را نشان مي­دهد و مي­گويد: «معده ام درد مي­كند»؛ در حالي كه نفخ كرده است­.

اگرچه بسيار به ­اجتناب از پيش­داوري توصيه ­شده، اما اين واقعيت محرز است كه بي­نظرماندن تقريبا غير­ممكن است. بنابراين براي دوري از عوارض پيش­داوري، بايد به آن آگاه باشيم. زيرا در اين­حالت شانس اشتباه در تفسير و ثبت به حداقل مي­رسد.

يك روش بسيار مفيد،خصوصا براي مبتديان آن است كه براي هر علامت نسبت به شدت آن از اعداد 1 تا 3 در نظر بگيرد. تمايل به نمك بسيار شديد (3)، شديد (2) و متوسط (1). همچنين در مقابل علائم فكري حرفM ، علائم عمومي G، پاتولوژي Path، علائم خاص P و مشاهدات پزشك O بگذارد. همچنين زير علائم بسيارشاخص با خط قرمز علامت­گذاري نمايد. تجزيه و تحليل و طبقه­بندي علائم، يك شماي مناسب از بيماري دراختيار ما قرار ­مي­دهد. سپس ارزيابي آنها به روش­هاي گوناگون انجام مي­شود.

نكته ديگري كه در ثبت علائم كمك بسيار مي­كند، سابقه بروز يك علامت در فرد است كه بايد دقيقانوشته­شود.

3- مشخص­كردن مشكل : بعد از گرفتن شرح­حال و ثبت آن نوبت به مشخص­كردن مي­رسد. مشكل شامل ناخوشي­هايي فرد در سطوح مختلف كه جلسه قبل بيان شده مي­باشد. بايد از جمع­كردن آنها در كنار هم تصوير كاملي ايجاد كرد و داروي مشابه آن را به دست آورد. براي انتخاب علائم مهم كه بيانگر مشكل بيمار است به ياد داشتن اين جمله هانمن بسيار موثر است:

«در نظر بگيريد كه چه چيزي بايد در بيمار درمان گردد. آن همان چيزي است كه در فرد بيماري خوانده مي­شود.» بحث مفصل اين قسمت را در فلسفه هوميوپاتي بيان خواهيم كرد.

4- طبقه­بندي و ارزيابي علائم : كاملا واضح است كه تمام علائم در بيمار به يك اندازه مهم نمي­باشند. علائم بايد از دو جهت دسته­بندي شوند: 1- اهميت 2- قدمت

اهميت :
مهمترين ملاكي كه اهميت يك علامت را براي ما مشخص ميكند،شدت آن علامت در بيمار ميباشد. شدت هر علامت،با ارزيابي سه خصوصيت بارزبودن (Predominance)، ثباتداشتن (Persistence) و كنونيبودن (Present) مشخص ميشود. بدين معنا كه هرچه علامتي بارزتر،دائميتر و مربوط به زمان حال باشد علامتي شديدتر و لذا مهمتر ميباشد.

هر علامتي كه هر يك از اين سه پارامتر را نداشته باشد،از شدت و اهميت كمتري برخوردار است. نكتهاي كه بايد بدان توجه داشت اين است كه معني دائميبودن به معني حضور هميشگي علامت نيست. بلكه به معني امكان حضور هميشگي علامت ميباشد. به طور مثال، كسي كه هرسال بهار دچار آلرژي فصلي ميگردد، با آن كه علامتش تنها سالي يك بار ظاهر ميشود اما علامت آلرژي فصلي او داراي ثبات بوده، لذا Persistant است.اما فردي كه گاهي بعد از خوردن غذا دچار دلدرد ميشود با آن كه ممكن است اين علامت هفتهاي چندبار نيز اتفاق بيفتد يك علامت غيرPersistant است.

همين امر در مورد خصوصيت Present هم صادق ميباشد و لازم نيست كه يك علامت،براي Presentبودن در لحظه حضور بيمار نزد پزشك وجود داشته باشد.
پس از مرتبكردن علائم،به ترتيب شدت، ميتوان علائم همشدت را با استفاده از هرم كنت، بيشتر مرتب نمود.

روشي كه كنت توصيه كرده و مورد استفاده ما نيز مي­باشد، به شرح زير است: (به ترتيب اهميت)
1- علائم فكري (Mind)
- خواسته­ها (احساسات) (Emotions) Wills
- فهم Understanding
- هوش Intellect

2- علائم جسمي عمومي : مانند زمان، دما، رطوبت، وضعيت. حركت، تحريكات خارجي، خوردن، نوشيدن، خواب، لباسپوشيدن و حمامكردن.

1- علائم خاص : موداليته­هاي عجيب، نادر، خاص و شاخص

قدمت :
با توجه به قدمت علائم و حوادث مهمي كه فرد در زندگي خود به آنها اشاره مي­كند، بايد علائمي را كه از نظر زماني با هم مطابقت دارند، در كنار هم قرار داد. مثلابيمار مي­گويد بعد از مرگ فرزندم، مرتب گريه مي­كنم و سردرد نيز پيدا كرده­ام. در حالي­ كه از قديم به شيريني علاقه داشته است. بايد هنگام طبقه­بندي اين علائم را از هم جدا كرد.

5- ساختن تصوير بيماري : تصوير بيماري، معادل مجموع علائم نيست، بلكه يك انتخاب هوشمندانه و منطقي از علائم است تا كل مشكل بيمار را بيان كند. از طبقه­بندي و ارزيابي علائم، هرم اهميت آنها معلوم شده است. اما اين كه كدام­يك در انتخاب دارو به­كار رود هنوز قطعي نيست.

گاهي بعضي علائم پوشاننده علائم ديگر مي­باشند. مثلا فرض كنيد بيمار احساس تنهايي مي­كند (Forsaken Feeling) زيرا احساس مي­كند محبت و توجه دوستانش را از دست داده است. (Delusion Friend affection of, has lost) در اين حال علامت دوم عمقي­تر و پوشاننده علامت اول است و لذا در انتخاب دارو بايد به­كار گرفته شود.

اين انتخاب بايد نظم و ترتيب منطقي و مشخصي داشته باشد. اگر بيمار بيشتر علائم عمومي و كمتر علائم خاص و موداليته دارد، بايد به گونه­اي متفاوت از فردي كه بيشتر علائم خاص و نادر و موداليته­هاي عجيب دارد، مورد بررسي قرار گيرد. معمولا در بيشتر موارد، در پايان اين مراحل و طبق روش كنت 4-3 علامت مهم فكري،علامت عمومي و 3-2 موداليته و علامت خاص براي بيمار به دست مي­آيد كه از كنار هم گذاردن آنها داروي مشابه كشف ميگردد.

6- انتخاب رپرتوري و رپرتوريزاسيون مناسب : پس از ساختن تصوير بيماري اگر فرد بيشتر علائم عمومي (شامل فكري/جسمي) داشته باشد، رپرتوري كنت بهترين انتخاب است و در بيماري كه علائم پاتولوژيك عمومي دارد، رپرتوري بوگر و اگر علائم خاص (Particular) (شامل محل Location، احساس Sensation، موداليته Modalities، عوامل همراه Concomitant) زياد دارد، Therapeutic Pocket Book ارجح است.

رپرتوري مورد استفاده ما اكثرا رپرتوري سينتسيس (Synthesis) است كه بر مبناي روش كنتي مي­باشد. پس از انتخاب رپرتوري مناسب، قدم بعدي تبديل علائم تصوير بيماري به زبان آن رپرتوري يا اصطلاحا Rubric مي­باشد. اين كار نياز به آشنايي با رپرتوري دارد كه در ادامه به آن مي­رسيم. بهتر است علائم و روبريك مربوطه و علت و صفحه آن در پرونده ثبت گردد:

دليل صفحه Rubric Symp
سپس با استفاده از دو تكنيك رپرتوريزاسيون كه بعدا توضيح داده مي­شود،داروهاي مناسب را به دست مي­آوريم.

7- بهدست آوردن نتيجه رپرتوريزاسيون : داروهاي نزديك بهدست آمده را بر حسب تعداد علائمي كه مي­پوشاند مي­نويسيم. مثلاLyc 7هفت علامت را با 18 خط ميپوشاند، Calc 6 علامت را با 13 خط …
Result : lyc (---). Calc (---) …
دارويي كه بالاترين اعداد را به خود اختصاص دهد، داروي مورد نظر ماست.

8- تجزيه و تحليل و تجويز : دارويي كه بيشترين امتياز را آورده است، لزوما در تمام موارد، داروي نهايي نيست. به دو دليل :
1- عليرغم تمام دقت­ها، باز هم امكان اشتباه هوميوپات در انتخاب علائم وجود دارد.
2- هيچ رپرتوري كامل و بدون نقص وجود ندارد و گاه اشتباهاتي نيز در آنها ديده مي­شود. لذا بايد داروهاي بهدستآمده را از روي كتاب­هاي داروشناسي Materia Medica با تصوير بيمار مطابقت داد و بهترين دارو را انتخاب كرد.

داروي انتخاب شده، نهايتا بايد از شاخصهاي خاصي مانند استعداد، حساسيت سركوب (اگر وجود دارد)، سطح شباهت، تغييرات كاركردي و ساختماني، ميزان نيروي حيات و ميازم عبور كند تا به جدول dose و potencyصحيح برسد.

تكنيك­هاي رپرتوريزاسيون : از هر وسيله­اي كه براي رپرتوريزاسيون استفاده شود،چه به صورت دستي بر روي كاغذ نوشته شود و يا با استفاده از صفحات رپرتوريزيشن يا كامپيوتر اين كار انجام گيرد، دو روش منطقي براي آن وجود دارد:

الف) روش جمعي كلي : تمام داروهاي مقابل روبريك­ها در نظر گرفته مي­شوند و در نهايت تعداد علائم و خطوطي را كه مي­پوشانند محاسبه مي­كنند. دارويي كه بيشترين امتياز را بياورد، داروي انتخابي است. مزيت اين روش آن است كه احتمال حذف دارو بسيار كم است، اما در عوض بسيار وقت­گير مي­باشد.

ب) روش حذفي : مهمترين علائم فرد را كه ترجيحا از علائم عمومي باشد انتخاب مي­كنيم. اين علائم در بالا و ساير علائم مانند يك فهرست به ترتيب اهميت زير آن نوشته مي­شود در هنگام رپرتوريزاسيون تنها داروهايي كه علائم اوليه و اصلي را مي­پوشانند در نظر مي­گيريم و ساير روبريك­ها تنها در رابطه با همين داروها در نظر گرفته مي­شوند و سپس دارويي كه بيشترين علامت و خط را بپوشاند انتخاب مي­شود. بعضي تا آخرين روبريك از روش حذفي استفاده مي­كنند كه به آن روش حذفي متوالي مي­گويند. براي استفاده از اين روش بايد احتياط­هايي را رعايت كرد.

1- تنها از علائم مطمئن استفاده كرد؛ زيرا اگر علامتي نادرست باشد، روش حذفي باعث خطاي فاحش مي­گردد.
2- فهرست و ترتيب اهميت بايد كاملا دقيق باشد.
3- حتي اگر يك علامت مهم داراي يك يا چند داروي محدود باشد، نبايد در روش حذفي به كار رود.
4- ترجيحا علائم عمومي (General) براي اين منظور به كار رود.
اگر اين احتياطات اعمال شود،روش حذفي بهترين روش رپرتوريزاسيون است. كم وقت مي­گيرد، آسان است و سردرگمي ايجاد نمي­كند.

در عمل، در اكثر موارد مجبور به استفاده از دو روش به طور همزمان هستيم كه بعدا خواهيم ديد. در پايان بحث آشنايي با رپرتوري لازم است كه اشاره­اي نيز به محدوديت­هاي رپرتوري داشته باشيم. رپرتوري اصولايك اندكس است و تنها مي­تواند براي مقاصد خاص به كار رود و انتظار بيش از حد از آن مي­تواند موجب نااميدي گردد. بايد به ياد داشت رپرتوري تنها يك وسيله است و موفقيت در استفاده از آن عمدتا وابسته به دانش، مهارت و كار فكري پزشك مي­باشد.

محدوديت­هاي رپرتوري عبارتند از :
1- راهي براي رسيدن به نتيجه است، اما بهتنهايي كار را به پايان نمي­رساند و در خاتمه رپرتوريزاسيون بايد با مقايسه داروهاي بهدستآمده از روي كتب داروشناسي بهترين آنها را انتخاب كرد.

2- رپرتوري­هاي مختلف با فلسفه­ها و منظورهاي خاصي نوشته شده­اند و لذا محدوديت خاص خود را دارند. اين وظيفه پزشك است كه با توجه به شرايط بهترين رپرتوري را انتخاب كند.

3- متاسفانه هيچ­كدام از رپرتوري­ها كامل نيستند و حاوي تمام مطالب كتب داروشناسي نمي­باشند كه اين خود يك محدوديت براي آنها مي­باشد.
4- تعداد زيادي روبريك وجود دارد كه بهخوبي بيان نشده و لذا قابل استفاده در كلينيك نمي­باشد­.
5- اشتباه پزشك در انتخاب علامت در روبريك، خصوصا در روش حذفي، مي­تواند منجر به اشتباهات فاحش در انتخاب دارو گردد.
6- رپرتوري هيچ­گونه كمكي در انتخاب Dose و Potencyنمي­نمايد.
7- در رپرتوري­ها، نوسودها (Nosodes) بهخوبي بيان نشده­اند.

با اين وجود عليرغم تمام اين محدوديت­ها، رپرتوريزاسيون علمي­ترين، مطمئن­ترين و سريع­ترين راه براي رسيدن به داروي صحيح، خصوصا براي افراد تازهكار مي­باشد.


آدرس مطب :
تلفن : -

نظرات کاربران درباره این مطلب :

مریم [ 1395-05-13 ]
سپاس فراوان خیلی جالب و کاربردی بود . بخصوص برای من که اوایل راه هومیوپاتی هستم

لیلا رسولی [ 1392-08-27 ]
با سلام با توجه به اینکه دوره هومیوپاتی را گذرانده ام مطالب مفید بود. باتشکر

zaher [ 1391-10-21 ]
خوب

برای متن پیام فقط از حروف فارسی استفاده کنید .
این فرم صرفا جهت دریافت نظرات ، پیشنهادات و انتقادات کاربران در مورد مطلب فوق میباشد .
به سوالات پزشکی در این بخش پاسخ داده نمیشود .
از ارسال پیام های تبلیغاتی در این بخش خودداری نمایید .
حداکثر طول مجاز برای متن پیام 500 کاراکتر است .
نام و فامیل :
تلفن :
ایمیل :
متن پیـام :
صفحه اصلیسوالات پزشکیپیامهای کاربرانسایتهای دیگربیوگرافیمطالب و مقالات