دکتر پدرام معینی

پزشک هومیوپاتی


مشاوره درمانی

درد دل با همكاران پزشك!!

اين بار مي خواهم چند کلمه درد دل کنم و خطاب من همکاران پزشک عزيزي هستند که اطلاع چنداني از هوميوپاتي ندارند .
از آن زمان که به عنوان دانشجوي رشته پزشکي وارد دانشگاه شدم يک نکته بر من مسلم شد که هيچ سخني را که خارج از محدوده علم باشد نپذيرم بسيار به خود مي باليدم ( و افتخار مي کنم) که آنچه آموخته ام بر اساس اصول علمي بوده و هست.

اما به تدريج بسياري از تنگ نظري هاي اوليه من تعديل شد آن زمان که دريافتم که اصول علمي و به خصوص در علم پزشکي پايدار نيستند چه بسيار نظريه ها ي مسلمي که در ترمهاي اول دانشگاه خواندم و در ترمهاي پاياني دانشگاه خلاف ان ثابت شد ( توسط همان منابع غربي) توجه شما را در اين زمينه به پيشرفتهاي وسيع ايمونولژي جلب مي کنم .

در سالهاي طبابت نيز بسيار داروها را ديدم که عليرغم مصرف بسيار در سطح جامعه بعد از مدتي مضر تشخيص داده شدند ( ديپيرون ،آمپول ديکلوفناک ) و اين همه بيانگر ان است که علم پزشکي واقعا مطلق نيست و آنچه که نمي دانيم در مقابل آنچه مي دانيم بسيار عظيم است . برخورد علمي حکم مي کند تا بي دليل و مطالعه بر آنچه مي بينيم اما نمي توانيم ان را توجيه علمي (با علم زمان حال!) کنيم خط بطلان نکشيم که چه بسا روزي آيندگان بر اين حکم عجولانه ما داوري کنند آنگونه که بر دادگاه تفتيش عقايد گاليله کردند.

علم بشر هنوز در قدمهاي ابتدايي ان است و به نظر من متاسفانه نگرش جزئي نگر باعث غفلت از بسياري از واقعيات شده است. در مقابل چنين نقيصه اي دو راه بيشتر نيست يا بايد هرگونه از مفاهيم بنيادي ديگر ( که خارج از عرف معمول علمي مي باشند) انکار نمود و يا آن را به درستي بررسي کرد. و اهل معرفت مطمئنا راه دوم را بر مي گزينند.

مفهوم و چگونگي اثر بخشي هوميوپاتي هنوز به درستي مشخص نشده است و منتقدين آن ، هر بار اين عدم شناخت مکانيسم اثر را دليل رد آن و مدرک غير علمي بودن ان عنوان مي کنند .

بايد در ابتدا بگوييم علم چيست؟ آيا چيزي جز تجربه تکرار پذير است هر پديده اي که در شرايط يکسان وقوع يابد در حيطه علم مي گنجد و نشناختن مکانيسم دليل بر انکار پديده نيست . داروهاي هوميوپاتي توسط هرکسي و در هر مکاني ساخته شوند و بر روي هر گروه انساني مورد آزمايش قرار گيرند نتايج يکسان را نشان خواهند داد آيا علم چيزي جز اين مي گويد که اگر اين امر را با داروهاي شيمياي مقايسه کنيم که سالها بعد از مصرف تازه پي به عوارض جديد ان مي بريم بايد در علمي بودن آين گونه تجويز و شناخت داروها شک نمود.

از طرف ديگر آيا براي آنکه اجازه شفا به انسانها بدهيم بايد در ابتدا چگونگي اثر اين درمان را بدانيم که اگر هم اينگونه باشد پس چرا اين همه داروي شيميايي وجود دارد که مکانيسم اثر انها شناخته شده نيست و يا سالها بعد از تجويز عمومي ان پي برده مي شود. از سوي ديگر اگر به اعتقاد بعضي از همکاران پزشک گرامي اين داروها تنها از طريق تلقين اثر مي کنند آيا بهتر نيست که ساير همکاران هم توسط همين تلقين!!! بيماران را شفا دهند تا آثار سو داروها بر بيماران اعمال نشود مگر هدف ما چيزي جز نجات انسانها از درد و آلام جسمي و روحيست.

آيا واقعا مي توان وجود اين حجم عيم از شفايافتگان توسط هوميوپاتي در سطح جهان که تعداد انها بي شک بيش از صدها ميليون نفر مي باشد را انکار کرد و يا به پديده تلقين نسبت داد. لازم به ذکر است که درمان هوميوپاتي مخصوص انسان نيست و براي حيوانات و گياهان نيز اعمال مي شود و اثر درماني دارد آيا در اين موارد هم مي توان از تلقين سخن گفت؟

بياييد تا موضوعي را بدرستي نشناخته ايم بر عليه ان جبهه نگيريم و براي بيماران هر انچه که به نفع انان است انجام دهيم اگر تشخيص مي دهيم که داروي شيميايي خاصي براي درمان بيماري مفيدتر است از آن استفاده کنيم و اگر راه ديگر و بيخطر تري سراغ داريم از راه ديگر ، اما شرط اين کار آن است که حداقل شناخت نسبي از درمانهاي ديگر داشته باشيم.

من چه بگويم به آن همکارو دوست عزيزي که بدون انکه حتي يکبار در اينترنت جستجو نموده باشد مي گويد در مورد هوميوپاتي هيچ مقاله علمي وجود ندارد!!! و يا آن پزشک فوق تخصص فارغ التحصيل از آمريکا که در جواب يکي از بيماران من ( که بسيار هم توسط هوميوپاتي بهبودي داشته است) مي گويد * من نمي دانم در اين داروها چيست ؟ شايد سيانور باشد!!!* برخوردي اينچنيني که حتي بيمار را نيز به تعجب وا مي دارد.

ما ايرانيها عادت کرده ايم که حتما کشورهاي غربي موضوعي را از نظر علمي تاييد کنند تا انگاه ما بپذيريم که حتي با چنين ديدگاهي نيز باز بسياري از همکاران محترم زحمت گوش دادن به سخن آن خارجيها را هم نمي دهند.

علم پزشکي در استانه يک تغيير اساسي قرار دارد تغييري که از آن گريزي نيست روز به روز ناتواني بشر در درمان بيماريها بيشتر خود را نشان مي دهد و انسانها در تارهاي زندگي پراسترس و مصنوعي که خود خالق ان هستند بيشتر گرفتار مي شوند. ميکروبها روز به روز مقاومت بيشتري در مقابل درمان نشان مي دهند و هنوز درماني براي بيماريهاي ويروسي نداريم وحشت يک آنفولانزا دنيا را مي گيرد و کلمه سارس ترس را در دلها بيدار مي کند انگار نه انگار که قرار بود با شروع قرن بيست و يکم ديگر بشر ترسي از بيماريهاي عفوني نداشته باشد.

نگذاريم که رنگ و لعاب تجهيزات گسترده پزشکي چشم ما را بر نقائص فراوان ان ببندد و به جاي اصرار بر جزئي نگري بيشتر، کمي عقب تر برويم و به کليت انسان و رابطه دردها و شرايط زندگي انسان بنگريم . آنقدر به بيماران گفته ايم که مشکل تو عصبيست و کاري نمي توان کرد که اين جمله از نظر بيماران به معناي عدم راهي براي درمان است در صورتي که اين جمله تنها بيانگر عدم تشخيص صحيح است.

تکيه بيش از حد بر نتايج آزمايشگاهي ذهن ما را تنبل نموده است و ما را از موضوع اصلي درمان که همانا بيمار است کاملا دور کرده. هر گاه که آزمايش منفي نشان مي دهد به بيمار مي گوييم* تو سالمي و چيزيت نيست*در صورتي که او درد دارد و زجر مي کشد انگار وظيفه پزشک اين است که برگه آزمايش را معالجه کند و نه بيمار را!!!

زماني نه چندان دور پزشک را حکيم خطاب مي کردند يعني کسي که حکمت دارد و اينک ما چقدر از اين واژه بيگانه شده ايم!در حالي که يک پزشک با توجه به آمار و ارقام از نظر هوش و درک از بالاترينهاي جامعه مي باشد . اگر يک بيمار و يا فردي غير تحصيلکرده بدون مطالعه هوميوپاتي را نکوهش کند از او انتظار چنداني نيست اما آيا مي توان چنين تخطئه هايي را از جانب افراد تحصيلکرده و بخصوص پزشکان پذيرفت.

در انتها اميدوارم همکاران عزيز اين صحبت را تنها يک درد دل تلقي کنند . با ارزوي توفيق براي تمام پزشکان عزيز و سلامت براي تمام بيماران دردمند.


آدرس مطب : 1
تلفن : 1 - 1

نظرات کاربران درباره این مطلب :

برای متن پیام فقط از حروف فارسی استفاده کنید .
این فرم صرفا جهت دریافت نظرات ، پیشنهادات و انتقادات کاربران در مورد مطلب فوق میباشد .
به سوالات پزشکی در این بخش پاسخ داده نمیشود .
از ارسال پیام های تبلیغاتی در این بخش خودداری نمایید .
حداکثر طول مجاز برای متن پیام 500 کاراکتر است .
نام و فامیل :
تلفن :
ایمیل :
متن پیـام :
بیوگرافیمطالب و مقالاتصفحه اصلیسوالات پزشکیپیامهای کاربرانسایتهای دیگر