دکتر پدرام معینی

پزشک هومیوپاتی


مشاوره درمانی

اصول و قوانين هوميوپاتي

اصطلاح هوميوپاتي Homoeopathy از تركيب دو واژه يوناني Homosis يا Homoion به معناي مشابه و همگون و pathos به معني حزن، رنج و يا حتي به شكل انگليسي آن بيماري، تشكيل شده است.

اگر اين دو ريشه را در كنار هم قرار دهيم، اصطلاح واحدي خواهيم داشت به نام «مشابه بيماري» كه ميتواند در فارسي به «همگون درماني» ترجمه شود. هوميوپاتي در واقع يك سيستم درماني است با اين اساس : موادي كه سبب ايجاد نشانهاي در يك فرد سالم ميشوند، هنگامي كه در غلظتهاي بسيار كم به كار رو ند، ميتوانند سبب رفع همان نشانهها در فرد بيمار شوند.

قانوني كه پايه و اساس هوميوپاتي را بنا نهاد، Similia similibus currentur «مشابه، مشابه را درمان ميكند.» عقيدة هانمن بر اين بود كه دو بيماري مشابه به هم نميتوانند در يك زمان خاص در يك شخص وجود داشته باشند. بيماري مشابه ولي قويتر، بيماري ضعيفتر را بيرون ميكند. او اين پديده را وقتي به طور طبيعي اتفاق ميافتاد، مشاهده كرد.

او معتقد بود كه ما بايد از طبيعت تقليد كنيم كه به اين طريق يك بيماري مزمن با اضافه شدن بيماري ديگر بهبود مييابد. به دليل اينكه بيماري مصنوعي كه ما ايجاد كردهايم قدرت پيماريزايي زيادي ندارد، بنابراين قادر به ايجاد بيماري طولاني مدت نميباشد. در هر صورت، اين بيماري در از بين بردن بيماري اصلي مشابه با خود، كه ديگر هم برنخواهد گشت، موفق خواهد بود. داروها به طور اختصاصي با توجه به توانائيشان در ايجاد علائمي مشابه اما شديدتر از علائم بيمار، براي هر فرد خاصي انتخاب ميشوند.

از آنجا كه علايم هر فرد، در واقع تلاشهاي اندام او براي بازگرداندن تعادل و توازن به بدن است، منطقي است كه ما در جستجوي يوهاي باشيم كه بتواند همان علائم را، با شدت اندكي بيشتر ايجاد كند تا در واقع محركي قويتر براي بدن در جهت از بين بردن بيماري باشد. هوميوپاتها مانند بسياري از فيزيولوژيستها، دريافتهاند كه علايم نشانگر تلاش شديد ارگانيسم براي تطابق و مقابله با استرسها و عفونتهاست.

از آنجا كه بدن در اين نبرد هميشه پيروز نيست، بجاست كه ما موادي را در طبيعت بيابيم كه با پيروي از علايم بيمار، بدن را در تلاش براي دفاع و مداواي خود ياري رساند. «قانون مشابهها» حتي در برخي درمانهاي پزشكي رايج مانند ايمن سازي (واكسيناسيون) و درمان آلرژيها نيز بكار ميرود. البته چنين درمانهايي كاملاً هوميوپاتيك محسوب نيستند، چرا كه داروهاي هوميوپاتي اختصاصيتر و در دوزهاي كوچكتر تجويز شده و براي درمان بيماران و پيشگيري از بيماري كاربرد دارند.

شواهد آشكاري در مورد فعال و درمانبخش بودن داروها وجود دارد كه يكي از آنها موفقيت چشمگيري است كه هوميوپاتي در درمان بيماريهاي خطرناك آن روزگار مانند تب زرد، مخملك، وبا و بسياري امراض ديگر داشت. ميزان مرگ در بيمارستانهاي هوميوپاتي در حدود يك چهارم تا يك هشتم بيمارستانهاي طب آن زمان بود. علاوه بر آن داروهاي هوميوپاتي در درمان نوزادان و حيوانات مختلف(سگ، گربه، اسب و حتي گاو) يعني مواردي كه ظن دارونما(placebo ) بودن آنها را باطل ميكند، موثر بودهاند.

همچنين پزشكان هوميوپات مشاهده كردهاند كه هنگاميكه بيماران براي يك بيماري مزمن داروي هوميوپاتي مصرف ميكنند، گاهي اوقات به علت تحريك دفاع بدن با يك تشديد علايم موقت روبرو ميشوند. اينان دريافتهاند كه گاه يك «بحران درمان» براي مداوا ضرروي است. بعيد است كه چنين تشديد علايمي ناشي از اثر دارونما باشد. بايد دانست كه دوزهاي كوچك مورد استفاده هوميوپاتها تنها وقتي موثرند كه فرد به آن دوزهاي پايين حساس باشد.

اگر دارويي نادرست براي فرد تجويز شود، اتفاقي رخ نميدهد، در صورتيكه دارو درست باشد، vital force فرد را سازماندهي خواهد كرد. در هرحال داروهاي هوميوپاتي هيچ عارضه جانبي ندارد.

هوميوپاتي كلاسيك بر پايه چهار قانون استوار است :
1. قانون همانندها similars
2. قانون داروي منفرد single remedy
3. قانون غلظت كم minimal dose
4. قانون اثبات proving


قانون همانندها similars :
قانون همانندها ميگويد «موادي كه ميتوانند يك بيمار يا يك نشانه بيماري را توليد كند، در مقادير كم قادر به درمان همان بيماري هستند، و در واقع وقتي اثر دارو و بيماري مشابه باشند، هر دو روي هم اثر گذاشته و سلامتي حاصل ميگردد» به نظر هانمن اين قانون نه فقط دلالت بر شباهت نشانههاي بيماري با نشانههايي كه دارو ميتواند ايجاد نمايد دارد، بلكه مستلزم وجود تشابهي ماهيتي بين داروي مناسب با اختلالي است كه باعث بيماري ميشود.يعني در حقيقت روند ديناميك بيماري طبيعي (Natural disease) بايد مشابه روند ديناميك بيماري مصنوعي (Artificial disease) باشد.

به اعتقاد وي با پروسه توان دهي(potentisation) در روند داروسازي هوميوپاتي(بعداً توضيح داده خواهد شد) محرك قوي ساخته ميشود كه قدرت تاثير گذاري بر نيروي حياتي آشفته را براي بازگشت به سلامتي دارد و چون دارو ميتواند تصويري از نشانهها، مشابه آنچه كه در بيماري رخ ميدهد ظاهر كند، پس توانايي تحريك نيروي حيات در بروز واكنش مناسب را نيز خواهد داشت.

با خوردن داروي هوميوپاتي نيروي حيات فرد به روشي مشابه آنچه كه در روند بيماري طبيعي پديد ميآيد، دچار اختلال شده و همزمان، محرك واكنشهاي بعدي نيروي حيات ميشود. و چون دارو تواندار شده است، قويتر از روند بيماري طبيعي محرك نيروي حياتي ميباشد، ولي چون طول مدت اثر دارو كوتاه است، واكنشي كوتاهتر ايجاد ميكند، و اين حالت به بازگشت سريعتر سلامتي كمك مينمايد.

در مقدمه كتاب بيماريهاي مزمن هانمن مثالي جالب از اين قانون بيان شده است كه گفتن آن در اينجا خالي از لطف نيست. فرض كنيد دختري با پدرش دعوا كرده و در اثر اين نزاع از خانه فرار كرده و به خانه دوستش ميرود. در آنجا دوستش براي از بين بردن حالت غمزدگي دختر و تقويت روحيه وي سعي در فراهم كردن شرايط شادي وي با بيان شوخي و بردن وي به گشت و گذار ميكند.

تا موقعي كه اين شرايط فراهم است، حال دختر نيز خوب است، اما به محض اتمام گشت و گذار و تفريح، مجدداً افكار ناراحت كننده قبلي سراغ دختر آمده و اين دفعه بدتر از دفعه قبل نيز ميشود. اما فرض كنيد كه دختر به خانه دوست ديگري ميرفت كه او تازه پدرش را از دست داده بود، و در معرض مشكلات و ناراحتيهاي خانواده در نبودِ پدر قرار ميگرفت، نه تنها مشكل خودش را فراموش ميكرد، بلكه خدا را از بابت سلامتي پدرش شكر ميكرد و با بازگشت به خانه آن نزاع و دعواي اوليه را نيز فراموش ميكرد

قانون داروي منفرد single remedy :
قانون داروي منفرد اشاره به استفاده از يك دارو در هر بار تجويز بر اساس وضعيت (State) آن لحظه بيمار دارد. اخيراً برخي از كارخانجات داروسازي هوميوپاتي با مراجعه به كتب Repetory تمام داروهايي كه مثلاً تحت روبريك سردرد موجود است را مخلوط كرده و به عنوان داروي سردرد به فروش ميرسانند و با توجه به اينكه يكي از اين داروها نيز داروي similimum شخص دچار سردرد ميباشد

حتي ممكن است سردرد مريض نيز خوب شود، اما ميدانيم با توجه به تاثيري كه نيروي حيات از ساير داروها (بردارهاي انرژي) خواهد گرفت، دچار مشكل شده و به تدريج به داروهاي هوميوپاتي مقاوم و به شدت تضعيف ميشود. بنابراين همواره اين اصل در تمامي درمانهاي هوميوپاتي بايد مدنظر قرار گيرد.

قانون غلظت كم minimal dose :
قانون غلظت كم اشاره به استفاده از حداقل potence و دوز داروها بر روي بيماران دارد، زيرا همان طور كه در فصل آينده درباره آن توضيح خواهيم داد، استفاده از دوزهاي بالا(كه معمولاً سيستمهاي kentian از آن پيروي ميكنند) در حقيقت يك Primary reaction(aggrevation) شديد به نيروي حيات وارد آورده، باعث بدتر شدن شديد علايم بيمار خواهد شد.

البته در روش Kent و پيروان آن از اين بدتر شدنها به عنوان بيرونريزي تعبير شده و نكتهاي مثبت در درمان محسوب ميشود. در حاليكه از نظر هانمن اين بدتر شدن اوليه فشار شديدي به نيروي حياتي وارد آورده و چه بسا كه باعث عوارض جبرانناپذيري شود.

(ميازم دارويي) به همين جهت طبق اصل درمانيِ مشابه و اندكي قويتر، ميزان نيروي وارد به سيستم حيات بايد فقط اندكي از نيروي بيماري اصلي قويتر باشد. بنابراين عملاً aggrevation چنداني به وجود نخواهد آمد و آنطور كه پيروان روش كنت ميگويند نكتهاي مثبت در درمان به حساب نميآيد، البته بدتر شدن علايم اوليه بيماري اين نويد را به پزشك خواهد داد كه داروي انتخابيش دارويي درست منتهي با نيروي بسيار قوي بوده است.

بنابراين بر طبق پاراگراف دوم ارگانون كه تاكيد بر درماني gentle و ملايم شده است، استفاده از كمترين دوز و پوتنسي ميتواند جلوي بدتر شدن علائم كه گاهي نيز خسارات جبرانناپذيري به سيستم حياتي وارد ميآورد را بگيرد.(در هوميوپاتي منظور از potence همان قدرت دارو و دوز اثر كميت يا مقدار دارو ميباشد.) البته حساسيت و آستانه تحريك افراد مختلف در قبال داروها نيز متفاوت ميباشد. بدين معني كه بعضي اشخاص به دوزهاي كمتر حساسند و بعضي به دوزهاي بالاتر نيز واكنشي نميدهند.


قانون اثبات اثر دارويي proving :
قانون اثبات اثر دارويي روشي است كه بر اساس آن داروها براي تشخيص اثرات درمانيشان مورد آزمايش قرار ميگيرند. بدين صورت كه به يك گروه از افراد سالم روزانه دوزي از آن ماده دارويي داده ميشود و سپس نشانههاي ظاهر شده(Artifical disease) مطابق روش استاندارد (Double blind) به دقت ثبت ميشود. بعد از پايان دوره اثر دارو، همه نشانهها به عنوان تصوير خاص آن دارو در مجموعه اطلاعات دارويي(Materia medica) ثبت ميشود.

براي درمان يك بيمار در شرايط حاد و چه در شرايط مزمن، پزشك هوميوپات نشانههاي وي را با تصاوير داروهاي موجود در Materia Medica مطابقت نموده و سپس طبق قانون «همانندها» دارويي را كه تصويرش بيش از بقيه داروها با نشانههاي بيمار جور درميآيد، انتخاب ميكند.

براي تسهيل كار، هر علامت تحت عنوان يك صنعت(روبريك) جداگانه نوشته شده و سپس مجموعه داروهايي كه علايم گوناگون(روبريكهاي متفاوت)را در proving خود نشان ميدهند، در كتب Repertory ثبت ميشوند. پزشك هوميوپات با مراجعه به كتب Repertory مجموعه علايم(روبريكهاي) بيمار را جمعآوري نموده و با اشتراك داروهاي موجود در همه روبريكهاي بيمار به داروي مورد نظر ميرسد.

(نمونهاي از علايم ذهني در كتاب Repertory synthesis در صفحه بعد و همينطور Materia Medica Opium به عنوان داروي مورد استفاده در اين كار تحقيقي را در صفحات بعدي ميبينيد) به عنوان مقال با نگاه Repertory ميبينيم كه مهمترين داروهاي(دو يا سه خطي) موجود در جلوي يك روبريك Anxiety health about(اضطراب سلامتي) Arg-met-calc-Nit ac - phos-puls-phac-sep ميباشد.


روش كار در proving به اينگونه است كه 100-50 نفر از افراد داوطلب را انتخاب نموده و به هريك از آنها تعدادي قرص، قطره يا گلبول ميدهند(دارو ميدهند) و ميگويند روزي سه بار مصرف نمايند(TDS) تا اينكه نشانهها در آنها ظاهر شود و به مجرد پديد آمدن نشانهها دارو را قطع مينمايند كه بر حسب قدرت و حساسيت فرد زمان بروز نشانهها فرق خواهد نمود.


آدرس مطب :
تلفن : -

نظرات کاربران درباره این مطلب :

برای متن پیام فقط از حروف فارسی استفاده کنید .
این فرم صرفا جهت دریافت نظرات ، پیشنهادات و انتقادات کاربران در مورد مطلب فوق میباشد .
به سوالات پزشکی در این بخش پاسخ داده نمیشود .
از ارسال پیام های تبلیغاتی در این بخش خودداری نمایید .
حداکثر طول مجاز برای متن پیام 500 کاراکتر است .
نام و فامیل :
تلفن :
ایمیل :
متن پیـام :
بیوگرافیمطالب و مقالاتصفحه اصلیسوالات پزشکیپیامهای کاربرانسایتهای دیگر